کنار رود پیدرا نشستم و گریستم

٪20 تخفیف
  • تضمین بهترین قیمت بازار
  • پشتیبانی عالی ۲۴ ساعته، ۷ روز هفته
  • بازگشت وجه در صورت عدم رضایت
  • اصالت کالاها از برترین برندها
  • تحویل سریع در کمترین زمان ممکن

40,000 تومان 32,000 تومان

پیلار دختری است که در دنیای امروزی غرق شده و ایمانش را از دست داده. روزی نامه ای از دوست دوران کودکی اش دریافت می کند که روحانی صومعه شده و زندگی او را دچار تغییر می کند..

کتاب کنار رود پیدرا نشستم و گریستم

نویسنده: پائولو کوئلیو

مترجم: آرش حجازی

تعداد صفحات: ۱۲۰

موضوع: رمان خارجی

 

کنار رود پیدرا نشستم و گریستم

کنار رود پیدرا نشستم وگریستم نام رمانی از پائولو کوئلیو درباره عشق است.

داستان این کتاب به یک هفته از زندگی دختر جوانی به نام پیلار اشاره می ‌کند و

می ‌گوید در دوره‌ های کوتاهی ممکن است دگرگونی ‌های عمیقی در زندگی انسان رخ دهد که اصلا انتظارش را ندارد.

کوئلیو در این کتاب ادعا می ‌کند که عشق می ‌تواند ما را به دوزخ یا بهشت ببرد،

اما ما را همیشه به جایی که باید می‌ رساند. عشق میان دو شخصیت اصلی داستان،

زندگی آن ‌ها را به راهی مبدل می‌ کند که به خدا می ‌رسد.

عشق مریم مقدس نیز در سراسر داستان، آن‌ها را در بر می‌ گیرد و نمی ‌گذارد احساس وانهادگی کنند.

عشق دوران نوجوانی به ندرت به سرانجام می رسد اما چه اتفاقی می افتد وقتی دو عاشق جوان بعد از یازده سال دوباره به یکدیگر بازگردند؟

گذر زمان، پیلار را به زنی قوی و مستقل تبدیل کرده و دوست قدیمی اش نیز اکنون، یک مربی معنوی خوشتیپ و جذاب شده است.

پیلار در طول این سال ها به خوبی یاد گرفته که چگونه احساساتش را سرکوب کند و دوستش نیز، برای رهایی از مشکلات و نگرانی ها به مذهب پناه آورده است.

آن ها اما اکنون دوباره در کنار هم هستند و در مسیری پرمشکل و سخت، همسفر یکدیگر شده اند.

در روستایی کوچک در فرانسه و در کنار آب های رودخانه ی پیدرا،

رابطه ای خاص و قدیمی به واسطه ی بزرگترین سوالات زندگی مورد امتحان قرار می گیرد.

 

تکه ای از کتاب

  • کنار رودخانه پیدرا نشستم و گریه کردم. هوای زمستانی اشک های روی گونه هایم را سرد کرد و اشکهایم در آب های سردی که از کنارم می گذشتند، جاری شد. در جایی، این رودخانه به رودخانه ی دیگری می پیوندد تا سرانجام دور از قلب و چشم من، همه شان به دریا بریزند.

باشد که اشک های من تا دور دست بروند تا عشق من هیچ گاه در نیابد روزی برای او گریستم. باشد که اشک های من تا دور دست بروند تا من بتوانم رودخانه پیدرا و همه آنچه را که روزی در کنار هم داشتیم فراموش کنم.

باید جاده ها، کوه ها و دشت‌های رویاهایم را فراموش کنم. رویاهایی که هیچ گاه به حقیقت نمی پیوندند.

او گفت: زندگی کن.

یادآوری خاطرات کار افراد مسن است!

 

شما می توانید هر کتاب و لوازم تحریری که می خواهید از فروشگاه اینترنتی ترنج مارکت سفارش دهید و در سریع ترین زمانِ ممکن درب منزل تحویل بگیرید.

سفارشات سایر شهر ها هم براساس روش پستی که انتخاب می کنید در کوتاه ترین زمانِ ممکن به دستتون میرسه

اطمینان در انتخاب

ترنج مارکت

وزن 0.3 kg
ابعاد 24 × 17 cm

نقد و بررسی‌ها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین کسی باشید که دیدگاهی می نویسد “کنار رود پیدرا نشستم و گریستم”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *